خانه / آرشیومطالب / در خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) را آتش زدند!

در خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) را آتش زدند!

باور نکنید که فقط به تهدید اکتفا کردند. باور نکنید که به حمله ور شدن اکتفا کردند.. آتش آوردند… آری آتش آوردند وخانه را آتش زدند… خانه ای که زهرا و بچه هایش در آن بودند…

 

فرُوِیَ أنّ العباس رضی الله عنه صار الی امیرالمؤمنین و قد قُبض رسول الله فقال: اُمدد یدک اُبایعک.. فأقام امیر المؤمنین و مَن مَعه مِن شیعته فی منزله بما عهد الیه رسول الله فوجّهوا إلی منزله، فهجموا علیه و احرقوا بابه و استخرجوه منه کرها( ۱ )
روایت شده است که عباس در زمانی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فوت شده بودند به سوی امیرالمؤمنین رفت و گفت دستت را دراز کن تا با تو بیعت کنم!

امیرالمؤمنین ایستاد و به همراه شیعیانش به منزلش رفت به خاطر عهدی که رسول خدا با او کرده بود… بر او هجوم آوردند، در خانه اش را آتش زدند و او را به زور از خانه خارج کردند!
دستور این جنایت را عمر صادر کرده بود:

إنّ عُمرَ ضَرب بَطنَ فاطمه… و کان یصیح: أحرقوا دارها بَمن فیها و ما کان فی الدّار غیرُ علیٍ و فاطمه و الحسن والحسین( ۲ )
عمر بر شکم فاطمه ضربه زد… و فریاد می زد: خانه را با تمام کسانی که در آن هستند آتش زنید!
در حالی که غیر علی و فاطمه و حسن و حسین کسی در خانه نبود.

و در بعضی روایات اهل سنت به جزئیات ماجرا پرداخته شده است که می گوید عمر با فتیله آتش بر در خانه حضرت زهرا حاضر شد و نشان می دهد عمر با نقشه قبلی و به قصد آتش زدن خانه آمده بود و ببینید که دلیلش برای چنین جنایتی چقدر موجه است!

إن أبابکر أرسل الی علیٍ (علیه السلام) یرید البیعه فلم یبایع. فجاء عمر و معه فتیله، فتلقته فاطمه علی الباب فقالت فاطمه (سلام الله علیها): یا ابن الخطاب أتراک محرقاً علی بابی؟ قال نعم و ذلک أقوی فیما جاء أبوک( ۳ )
ابوبکر برای بیعت به سراغ علی (علیه السلام) فرستاد ولی علی بیعت نکرد. پس عمر به همراه پاره ای آتش آمد که فاطمه او را نزد در دید و به او گفت ای پسر خطاب! آیا تو را در حال آتش زدن خانه ام می بینم؟ گفت: آری این بهترین کار برای تقویت دین پدرت است!!!!

و بخوانید جواب توجیه عمر را از زبان یکی از علمای بزرگ اهل سنت:

نقیب ابو جعفر در رد سخنان جوینی می گوید اگر بگویید ورود به خانه فاطمه و هتک حرمت آن فقط به جهت نظام اسلامی و… بود، در جوابتان می گویند این سخن درباره عایشه نیز صادق است… چون اگر شکستن حرمت و ورود به خانه فاطمه به سبب کاری که اتفاق نیفتاد، جایز باشد، پس شکستن حرمت عایشه نیز به جهت کاری که روی داد و محقق شد به طریق اولی جایز است! پس چگونه است که هتک عایشه از گناهان کبیره گشته، فاعل آن مخلد در آتش و تبری از عامل آن از مؤکدترین پایه های ایمان شمرده می شود اما گشودن خانه فاطمه و وارد شدن به منزل او و جمع هیزم بر در خانه و تهدید فاطمه به آتش زدن آن از مؤکدترین پایه های ایمان می گردد؟!(۴)

«جسارت به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و ضربه زدن به ایشان»

ای کاش فقط تهدید می کردند، ای کاش فقط آتش می زدند، ای کاش بیش از این جسارت نمی کردند ولی…

قال النظام: انّ عُمر ضرَبَ بَطنَ فاطمه یَومَ البیعه حتی ألقت الجنینَ مِن بطنها(۵)
عمر ضربه ای به شکم فاطمه زد که جنین از شکمش افتاد و سقط شد.

چه باید گفت؟ چه می توان گفت؟ تعابیری دیگر نیز در کتب اهل سنت موجود است:

إنّ عمر رَفَس فاطمه حتّی أسقطت بمحسن(۶ )
به راستی عمر لگدی بر سینه فاطمه زد که محسن سقط شد.

و این جنایت فقط از عمر صادر نشد که دیگران نیز به دنبال او جرأت جسارت یافتند:

و المحسنُ سَقَطَ و فی معارف القتیبی: إنّ محسناً فَسَدَ مِن زخم القنفذ العدوی( ۷ )
محسن سقط شد و در معارف قتیبی آمده است که محسن به خاطر زخمی که قنفذ وارد کرد از بین رفت.

و مگر فاطمه دختر پیامبر نبود و مگر فاطمه ام ابیها نبود و مگر ۱۸ سال بیشتر داشت؟!

 

پی نوشت ها :

۱- اثبات الوصیه مسعودی شافعی، ص ۱۴۲٫
۲ – الملل و النحل، شهرستانی، ط دارالمعرفه بیروت، ۱۴۰۲ ق، ج ۱، ص۵۷٫

۳- انساب الاشراف بلاذری، دار المعارف مصر، ج۱، ص ۵۸۶٫
۴ – شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۲۰، صص ۱۶ و ۱۷
منابع دیگر (فصل آتش زدن خانه):
– العقد الفرید، ابوعمر احمد بن محمد القرطبی الاندلسی المالکی، ۳۲۸ ق، ط اولی بیروت، ج ۵، ص ۱۳و ۱۴٫
– مروج الذهب و معادن الجواهر، مسعودی شافعی، مصر، ج ۳، ص ۸۶٫
– مسند احمد حنبل، ج ۱، ص ۵۴٫
– تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۳۷
۵ – الملل و النحل، شهرستانی اشدی، ج ۱، ص ۵۷، چاپ بیروت
۶ – المیزان الاعتدال، ج ۱، ص ۱۳۹٫
۷ – المعارف، ابومحمد عبدالله قتیبه الدینوری، ۲۷۶ ق.

telegram-icon

درباره‌ admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

اطـــــــــــلاعیه سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

به دنبال سوالات مکرر دوستان برای چگونگی دعوت از استاد مومنی برای حضور در جلسات به اطلاع می رسانیم که نحوه دعوت از ایشان فقط به صورت حضوری پس از جلسات ایشان می باشد