خانه / آرشیومطالب / آیه تبلیغ

آیه تبلیغ

  • آیه تبلیغ

یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ ﴿۶۷﴾

بر اساس آیه تبلیغ که شیعیان معتقد هستند که این آیه کریمه بعد از بازگشت رسول خدا صلی الله علیه وآله از حجه الوداع نازل شده و به آن حضرت دستور داده شده است که خلیفه و جانشین بعد از خودش را تعیین نماید . رسول خدا نیز بعد از نزول آیه در منطقه غدیر خم امیر مؤمنان علیه السلام را به جانشینی خود معرفی و صحابه نیز بعد از آن با علی بن أبی طالب علیه السلام به عنوان امیر مؤمنان بیعت کرده و به آن حضرت تبریک گفتند .

از آن جایی که این آیه اهمیت فراوانی دارد ، مخالفان ولایت اهل بیت علیهم السلام نیز  تلاش‌های زیادی کرده‌اند تا در دلالت آن بر ولایت امیر مؤمنان خدشه وارد نمایند و به این منظور شبهات فراوانی را مطرح کرده‌اند . از این رو به سه روای حدیث با بررسی سندی خواهیم پرداخت .

حبری و شان نزول آیه تبلیغ

حبرى از حسن بن حسین، از حبان بن کلبى، از ابو صالح، از ابن عباس در تفسیر آیه « یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ…»(۱).

نقل کرده که آیه در شان على(علیه السلام) نازل شده است. رسول خدا(صلى الله علیه وآله) امر شد تا آنچه درباره او است ابلاغ کند. پس دست على(علیه السلام) را گرفت و فرمود: «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه، اللّهمّ والِ من والاه وعادِ من عاداه»(۲)؛ (هر کس من مولاى اویم این على مولاى اوست. بار خدایا! دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که با او دشمنى کرده است.(

سند این روایت نزد اهل سنّت معتبر است، زیرا حسن بن حسین از رجال مستدرک حاکم بوده که او و ذهبى تصریح به صحت حدیث او نموده اند گرچه برخى به جهت تشیع او را تضعیف نموده اند(۳) و حبان بن على کلبى از رجال ابن ماجه بوده و یحیى بن معین او را توثیق نموده است و نیز عجلى او را صدوق دانسته(۴) همچنین ابو صالح از رجال صحاح ستّه است که مورد توثیق ذهبى و ابن حجر مى باشد(۵)، (۶)

.۱سوره مائده ، آیه ۶۷٫

.۲تفسیر حبرى، ص ۲۶۲٫

.۳ مستدرک حاکم ج ۳، ص ۲۱۱٫

.۴تهذیب الکمال ج ۵، ص ۳۳۹; میزان الإعتدال ج ۱، ص ۴۴۹٫

.۵مصباح المنیر، ج ۲، ص ۶۷۲٫

.۶ امام شناسی در قرآن وپاسخ به شبهات ،علی اصغر رضوانی، مسجد مقدس جمکران، قم ، ۱۳۸۵ ه.ش،ج۱، ص ۲۵۳٫

ابونعیم اصفهانی و شان نزول آیه تبلیغ

ابو نعیم، از ابوبکرخلاد، از محمد بن عثمانبن ابى شیبه، از ابراهیم بن محمد بن میمون، از على بن عابس، از ابى حجّاف و اعمش، از عطیه،

از ابى سعید خدرى نقل کرده که آیه « یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ…»(۱) در شان على بن ابى طالب(علیه السلام) بر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نازل شده است.(۲)

این حدیث مطابق راى اهل سنت معتبر است. ما در اینجا به بررسى سند آن مى پردازیم:

ـ ابوبکربن خلاد: همان احمدبن یوسف بغدادى است که خطیب بغدادى، سماع او را صحیح دانسته و ابو نعیم بن ابى فراس او را ثقه معرّفى کرده است.(۳) و ذهبى نیز او را «شیخٌ صدوقٌ» خوانده است.(۴)

ـ محمد بن عثمانبن ابى شیبه: کسى است که ذهبى او را از ظرفیّت هاى علمی برشمرده و صالح جزره او را ثقه معرفى کرده است و ابن عدى مى گوید: من از او حدیثمنکرى نشنیدم که آن را ذکر کنم.(۵)

ـ ابراهیم بن محمد بن میمون: ابن حیّان او را در جمله ثقات آورده است.(۶) و کسى او را در کتب ضعفاء ذکر نکرده است، و اگر عیبى از او گرفته مى شود به جهت آن است که او فضایل اهل بیت(علیهم السلام) خصوصاً امیرالمومنین(علیه السلام) را نقل مى کند.

ـ على بن عابس: او از رجال صحیح ترمذى است.(۷) و اگر عیبى بر او وارد مى شود همانند شاگردش به جهت نقل فضایل اهل بیت(علیهم السلام) است. ولى مطابق نصّ ابن عدى حدیثش نوشته مى شود.(۸)

ـ ابو الحجّاف: او که داوود بن ابى عوف نام دارد، از رجال ابى داوود و نسایى و ابن ماجه به حساب آمده، که احمدبن حنبل و یحیى بن معین او را توثیق کرده اند، و ابو حاتم نیز او را صالح الحدیث مى داند.(۹) گرچه ابن عدى به جهت این که غالب احادیث او درباره اهل بیت(علیهم السلام) است، او را تضعیف کرده است.(۱۰)

ـ اعمش: او از رجال صحاح ستّه به شمار مى آید(۱۱).(۱۲)

  1. سوره مائده ، آیه ۶۷٫
  2. الخصائص، ابن بطریق، به نقل از کتاب «ما نزل من القرآن فی علىّ» از ابى نعیم اصفهانى.
  3. تاریخ بغداد، ج ۵، ص ۲۲۰و۲۲۱٫
  4. سیر اعلام النبلاء، ج ۱۶، ص ۶۹٫
  5. تاریخ بغداد، ج ۳، ص ۴۳٫
  6. الثقات، ج ۸، ص ۷۴٫
  7. تقریب التهذیب، ج ۲، ص ۳۹٫
  8. الکامل فی الضعفاء، ج ۵، ص ۱۹۰، رقم ۱۳۴۷٫
  9. میزان الاعتدال، ج ۲، ص ۱۸٫
  10. الکامل فی الضعفاء، ج ۳، ص ۸۲ و ۸۳، رقم ۶۲۵٫
  11. تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۳۳۱٫
  12. گردآوری از کتاب: امام شناسی در قرآن وپاسخ به شبهات ،علی اصغر رضوانی، مسجد مقدس جمکران، قم ، ۱۳۸۵ ه.ش،ج۱، ص ۲۴۹٫

ابن عساکر و شأن نزول آیه تبلیغ

ابن عساکر، از ابوبکروجیه بن طاهر، از ابو حامد ازهرى، از ابو محمد مخلّدى حلوانى، از حسن بن حمّاد سجّاده، از على بن عابس، از اعمش و ابوالحجّاف، از عطیه از ابو سعید خدرى نقل کرده که آیه« یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ »(۱) بر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در روز غدیر خم در شان على بن ابى طالب(علیه السلام) نازل شده است . (۲)

این حدیث مطابق راى اهل سنت معتبر است، ما در اینجا به بررسى سند آن مى پردازیم:

ـ وجیه بن طاهر: ابن جوزى او را «شیخٌ صالحٌ و صدوقٌ»(۳) و ذهبى او را «شیخٌ عالمٌ و عدلٌ» معرفى کرده است.(۴)

ـ ابو حامد ازهرى: که همان احمدبن حسن نیشابورى است، به تصریح ذهبى «عدل» و «صدوق» است.(۵)

ـ ابو محمد مخلّدى: حاکماو را صحیح السماع و متقن در روایت معرفى کرده است.(۶) و ذهبى نیز او را «شیخ صدوق» و «عدل» و «شیخ عدالت» دانسته است.(۷)

ـ ابوبکرمحمد بن ابراهیم حلوانى: خطیب بغدادى او را ثقه مى داند.(۸) و حاکم نیشابورى او را از «ثقات اثبات» دانسته(۹) و ذهبى او را «حافظ ثبت» معرفى کرده است.(۱۰) و ابن جوزى نیز او را ثقه مى داند.(۱۱)

ـ حسن بن حمّاد سجّاده: او از رجال ابى داوود و نسایى و ابن ماجه است که احمدبن حنبل در حقّ او گفته: «از او به جز خیر به من نرسیده است.»(۱۲) ذهبى او را از اجلاّء علما و ثقات عصر خود دانسته،(۱۳) و ابن حجر نیز او را صدوق معرفى کرده است(۱۴)

ـ على بن عابس: او از رجال صحیح ترمذى است.(۱۵) و اگر عیبى بر او وارد مى شود همانند شاگردش به جهت نقل فضایل اهل بیت(علیهم السلام) است. ولى مطابق نصّ ابن عدى حدیثش نوشته مى شود.(۱۶)

ـ ابو الحجّاف: او که داوود بن ابى عوف نام دارد، از رجال ابى داوود و نسایى و ابن ماجه به حساب آمده، که احمدبن حنبل و یحیى بن معین او را توثیق کرده اند، و ابو حاتم نیز او را صالح الحدیث مى داند.(۱۷) گرچه ابن عدى به جهت این که غالب احادیث او درباره اهل بیت(علیهم السلام) است، او را تضعیف کرده است.(۱۸)

ـ اعمش: او از رجال صحاح ستّه به شمار مى آید(۱۹).(۲۰)

  1. سوره مائده ، آیه ۶۷٫
  2. ترجمه امام على بن ابى طالب(علیه السلام) از تاریخ دمشق، ج ۲، ص ۸۶٫
  3. المنتظم، ج ۱۸، ص ۵۴٫
  4. سیر اعلام النبلاء، ج ۲۰، ص ۱۰۹٫
  5. سیر اعلام النبلاء، ج ۱۸، ص ۲۵۴٫
  6. سیر اعلام النبلاء، ج ۱۶، ص ۵۴۰٫
  7. سیر اعلام النبلاء، ص ۵۳۹٫
  8. تاریخ بغداد، ج ۱، ص ۳۹۸٫
  9. سیر اعلام النبلاء، ج ۱۵، ص ۶۱٫
  10. سیر اعلام النبلاء، ج ۱۵، ص ۶۰٫

۱۱٫المنتظم، ج ۱۲، ص ۲۷۹٫

  1. سیر اعلام النبلاء، ج ۱۱، ص ۳۹۳٫
  2. سیر اعلام النبلاء، ج ۱۱، ص ۳۹۳٫
  3. تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۱۶۵٫
  4. تقریب التهذیب، ج ۲، ص ۳۹٫
  5. الکامل فی الضعفاء، ج ۵، ص ۱۹۰، رقم ۱۳۴۷٫
  6. میزان الاعتدال، ج ۲، ص ۱۸٫
  7. الکامل فی الضعفاء، ج ۳، ص ۸۲ و ۸۳، رقم ۶۲۵٫
  8. تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۳۳۱٫
  9. گردآوری از کتاب: امام شناسی در قرآن وپاسخ به شبهات ،علی اصغر رضوانی، مسجد مقدس جمکران، قم ، ۱۳۸۵ ه.ش،ج۱، ص ۲۵۱٫

 

telegram-icon

درباره‌ admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

اطـــــــــــلاعیه سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

به دنبال سوالات مکرر دوستان برای چگونگی دعوت از استاد مومنی برای حضور در جلسات به اطلاع می رسانیم که نحوه دعوت از ایشان فقط به صورت حضوری پس از جلسات ایشان می باشد