خانه / آرشیومطالب / آیه اکمال

آیه اکمال

  • آیه اکمال

الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا ﴿۳﴾

یکی از علل جاودانه بودن عید غدیر خم، نزول این آیه اکمال است که در حقیقت هم قضیه واقعه غدیر را جاودانه کرده است و معرف شخصیت امیرالمؤمنین علیه السلام است.

ابونعیم اصفهانی

ابو نعیم، از محمّد بن احمدبن على بن مخلّد، از محمّد بن عثمان بن ابو شیبه، از یحیى حمانى، از قیس بن ربیع، از ابو هارون عبدى، از ابو سعید خدرى نقل مى کند که: پیامبر(صلى الله علیه وآله) مردم را در روز غدیر خم به علىّ(علیه السلام) دعوت نمود. و امر کرد که هر چه خار و خاشاک زیر درخت بود بکنند. و این واقعه در روز پنجشنبه بود. علىّ(علیه السلام) را صدا زد، آن گاه بازوهاى او را گرفت و هر دو را بلند نمود، به حدّى که مردم سفیدى زیر بغل رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) را مشاهده کردند. مردم متفرّق نشدند تا این که این آیه نازل شد:

(الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا)

پس رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: الله اکبر بر کامل کردن دین و تمام نمودن نعمت، و رضایت پروردگار به رسالت من و به ولایت علىّ بعد از من آن گاه فرمود: هر که من مولاى اویم پس علىّ مولاى اوست، بار خدایا هر کس ولایت او را پذیرفت او را دوست بدار و هر که با او دشمنى نمود او را دشمن دار. و هر کس او را یارى کرد یارى کن و هر کس او را خوار کرد خوارش نما… .(۱)

این حدیث مطابق راى اهل سنت معتبر است، ما در اینجا به بررسى سند آن مى پردازیم:

ـ «محمد بن احمدبن على بن مخلّد» معروف به ابن محرّم; وى از بزرگان شاگردان «ابن جریر طبرى» و ملازمین او است، که «دار قطنى» و «ابو بکر برقانى» او را معتبر دانسته اند، و «ذهبى» از او به «امام» تعبیر کرده است.(۲) و اگر برخى او را تضعیف کرده اند به جهت نقل احادیث مناقب اهل بیت(علیهم السلام)است.

ـ «محمّد بن عثمانبن ابى شیبه»، ذهبى او را به «امام، حافظ» تعبیر کرده، و «صالح جزره» او را توثیق نموده است. و «ابن عدى» مى گوید: من از او حدیثمنکرى ندیده ام تا آن را نقل کنم.(۳)

ـ «یحیى حمانى»; او از رجال «مسلم» در صحیح اوست. و نیز از مشایخ «ابى حاتم» و «مطیّن» و امثال این دو از بزرگان اهل سنّت به حساب مى آید. و عدهاى از «یحیى بن معین» نقل کرده اند که او را «صدوق و ثقه» معرفى نموده است. و نیز گروهى دیگر از علماى اهل جرح و تعدیل(رجال) او را توثیق نموده اند. و هر کس درباره او سخنى ناشایست گفته به جهت حسدبوده است. گفته اند که او «عثمان» را دوست نداشته و درباره «معاویه» مى گفته که او بر غیر ملت اسلامبوده است.(۴)

ـ «قیس بن ربیع»; او از رجال «ابى داوود» و «ترمذى» و «ابن ماجه» به حساب مى آید. و «ابن حجر» او را «صدوق» دانسته است.(۵)

ـ« ابو هارون عبدى»; وى همان «عماره بن جوین» است، او از مشاهیر تابعینبوده و از رجال بخارى در کتاب «خلق افعال العباد»، و ترمذى و ابن ماجه و از شیوخ «ثورى» و «حمّادین» و دیگر از بزرگان اهل سنّت بوده است. گرچه برخى به جهت تشیّع بر او خرده گرفته اند،(۶) ولى نمى توانند او را ردّ کنند; زیرا حدیثاو در کتب بخارى و دو کتاب از صحاح اهل سنّت وارد شده است. و دیگر این که در جاى خود به اثبات رسیده که تشیّع با وجود صداقت راوى مضرّ به حدیثاو نیست(۷).(۸)

  1. خصائص الوحى المبین، ص ۶۱ و ۶۲، به نقل از کتاب مانزل علىّ من القرآن از ابى نعیم اصفهانى.
  2. سیر اعلام النبلاء، ج ۱۶، ص ۶۱; تاریخ بغداد ج ۱، ص ۳۳۱; شذرات الذهب، ج ۳، ص ۲۶٫
  3. تاریخ بغداد، ج ۳، ص ۴۳٫
  4. تهذیب التهذیب، ج۱۱، ص۲۱۳ـ۲۱۸٫
  5. تقریب التهذیب، ج ۲، ص ۱۲۸٫
  6. تهذیب التهذیب، ج ۷، ص ۳۶۱ و ۳۶۲٫
  7. مقدمه فتح البارى.
  8. امام شناسی در قرآن وپاسخ به شبهات ،علی اصغر رضوانی، مسجد مقدس جمکران، قم ، ۱۳۸۵ ه.ش،ج۱، ص ۲۶۱٫

خطیب بغدادی و شان نزول آیه اکمال

خطیب بغدادى از عبد الله بن علىّ بن محمّد بن بشران، از على بن عمر حافظ، از ابو نصر حبشون بن موسى بن ایّوب خلاّل، از على بن سعید رملى، از ضمره بن ربیعه قرشى، از ابن شوذب، از مطر ورّاق، از شهر بن حوشب، از ابو هریره نقل کرده که گفت: هر کس در روز هجدهم ذى حجّه روزه بگیرد، ثواب شصت ماه روزهبر او نوشته خواهد شد. و آن روز، روز غدیر خم است، زمانى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) دست على بن ابى طالب(علیه السلام) را گرفت و فرمود: آیا من ولىّ مومنین نیستم؟ گفتند: آرى، اى رسول خدا! فرمود: هر که من مولاى اویم پس علىّ مولاى اوست.

عمر بن خطاب گفت: مبارک باد، مبارک باد اى پسر ابو طالب! تو مولاى من و مولاى هر مسلمان شدى. آن گاه خداوند این آیه را نازل کرد:

« الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ…» …(۱)، (۲)

این حدیث مطابق راى اهل سنت معتبر است، در اینجا به بررسى سند آن مى پردازیم:

ـ «ابن بشران» (م ۴۱۵); خطیب بغدادى او را «صدوق، ثقه، ثبت و …» معرفى کرده است. و «ذهبى» نیز او را «عدل» دانسته است.(۳)

ـ «على بن حافظ»; وى همان «دارقطنى» است (م ۳۸۸) که علماى رجال او را بسیار تمجید کرده اند.(۴)

ـ «ابو نصر حبشون»؛ ذهبى او را «ثقه» دانسته و خطیب بغدادى نیز او را توثیق کرده و درباره او قول مخالفى ذکر نکرده است.(۵)

ـ «علىّ بن سعید رملى»؛ ذهبى تصریح به وثاقت او کرده و مى گوید: تا به حال کسى را ندیدم که درباره او مذمّتى بگوید.(۶)

ـ «ضمره بن ربیعه» (م ۲۰۲)؛ او از رجال «بخارى» در کتاب «الادب المفرد» و چهار صحیح دیگر از صحاح اهل سنّت است. «عبد اللهبن احمد» از پدرش نقل کرده که او «صالح الحدیث» و از ثقات به حساب مى آید. «عثمان بن سعید دارمى» از «یحیى بن معین» و «نسایى» توثیق او را نقل کرده، و «ابو حاتم» او را صالح، و «محمّد بن سعد» او را «ثقه، مامون، خیّر» دانسته و گفته که افضل از او وجود ندارد.(۷)

ـ «عبد اللهبن شوذب» (م ۱۵۶)؛ او از رجال «ابى داوود» و «ترمذى» و «نسایى» و «ابن ماجه» است. ذهبى مى گوید: جماعتى او را توثیق کرده اند،(۸) و «ابن حجر» او را «صدوق عابد» معرفى نموده است.(۹) و از «سفیان» نقل کرده که ابن شوذباز ثقات مشایخ ما به حساب مى آید. و «ابن معین» و «ابن عمار» و «نسایى» نیز او را «ثقه» معرفى کرده اند. و «ابن جبّان» نیز او را در جمله ثقات به حساب آورده است.(۱۰)

ـ «مطر ورّاق» (م ۱۲۹) او از رجال بخارى و رجال مسلم و چهار نفر دیگر از صاحبان صحاح است.(۱۱)

ـ «شهر بن حوشب» (م ۱۱۲) او از رجال بخارى درکتاب «الادب المفرد» و «مسلم» و چهار نفر دیگر از صاحبان صحاح به حساب مى آید و همین معنا در توثیق او نزد اهل سنّت کافى است(۱۲)،(۱۳)

  1. سوره مائده ، آیه ۳٫
  2. تاریخ بغداد، ج ۸، ص ۲۹۰٫
  3. سیر اعلام النبلاء، ج ۱۷، ص ۳۱۱٫
  4. تاریخ بغداد، ج ۱۲، ص ۳۴; سیر اعلام النبلاء، ج ۱۶، ص ۴۴۹٫
  5. سیر اعلام النبلاء، ج ۱۵، ص ۳۱۶; تاریخ بغداد ج ۸، ص ۲۹۰٫
  6. میزان الاعتدال، ج ۴، ص ۱۲۵٫
  7. تهذیب الکمال، ج ۱۳، ص ۳۱۹ و ۳۲۰٫
  8. الکاشف، ج ۱، ص ۳۵۶٫
  9. تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۴۲۳٫

۱۰ .تهذیب التهذیب، ج ۵، ص ۲۵۵ ـ ۲۶۱٫

  1. تهذیب الکمال، ج ۲۸، ص ۵۵۱; تقریب التهذیب، ج ۲، ص ۲۵۲٫
  2. تهذیب الکمال، ج ۱۲، ص ۵۷۸; تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۳۵۵٫
  3. گردآوری از کتاب: امام شناسی در قرآن وپاسخ به شبهات ،علی اصغر رضوانی، مسجد مقدس جمکران، قم ، ۱۳۸۵ ه.ش،ج۱، ص ۲۶۳٫
telegram-icon

درباره‌ admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

اطـــــــــــلاعیه سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

به دنبال سوالات مکرر دوستان برای چگونگی دعوت از استاد مومنی برای حضور در جلسات به اطلاع می رسانیم که نحوه دعوت از ایشان فقط به صورت حضوری پس از جلسات ایشان می باشد